هر چه بادا باد
يه عالمه لباس خيس پياده رو هاي آب گرفته ترافيك كم سابقه ي خيابونا در عوض هواي صاف و پاك ريه هاي باز شده از اكسيژن ناب پر شدن سدها و آبگيرهاي كشور شسته شدن بناها و مناظر و درختا تو دل مردم چه غوغايي به پا كرد ؟
واقعا چه اسمي ميشه روش گذاشت ؟ تا اونجايي كه يادم مياد هميشه به هر چيزي كه از آسمون مي باريد و باعث طراوت و شادابي طبيعت مي شد ، مي گفتيم بركت خدا آيا اين بركت باعث رنجش و آزار مردم هم مي شه ؟ بركتي كه ايجاد وقفه در روند زندگي روزمره ي آدما بكنه بازم اسمش ..؟ سازمان هوا شناسي كل كشور اعلام كرده اين جريان ناپايدار ابرهاي بارش زا تا 2 روز ديگه در نيمه ي شمالي و بطور پراكنده در شرق و غرب كشور ادامه خواهد داشت . و بعد از اون هم هوا تا مدتي كمي خنك مي شه .
درست همون لحظه اي كه فكر مي كني ديگه بايد با هواي بهاري خداحافظي كني و براي فصل گرما آماده بشي يه روز صبح كه از خواب بيدار ميشي ميبيني كه از شدت بارش بارون حتي نمي توني در خونه رو باز كني ، باورت نميشه كه اينجا تهرانه به قول بعضيا : آدم ياد شمال مي افته . به گزارش سازمان هواشناسي ، بارش بارون در نيمه ي شمالي كشور و شرق و غرب بطور پراكنده تا 2 روز ديگه ادامه داره . چيزي كه بيشتر از همه فكر آمدو مشغول ميكنه اينه كه آيا رگبار كم سابقه ي فروردين امسال از نگاه مردم زيبا بوده يا ترافيك و بالا اومدن آب و جاري شدنش در سطح پياده روها و خيابون ، باعث وقفه در زندگي روزمره ي اونا شده ؟ پادشاهى در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد
لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ، مستم باز می لرزد ، دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست و آبرویم را نریزی ، دل ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است
"مهدی اخوان ثالث"
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها! حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهـــــاست
مى خواهى بروى ؟ بهانه مى خواهى ؟ صحبتي مسافر تاکسي آهسته روي شانه راننده زد و گفت همين بغل پياده ميشم. راننده جيغ زد، کنترل ماشين رو از دست داد و نزديک بود که بزنه به يه اتوبوس. از جدول کنار خيابان رفت بالا. نزديک بود که چپ کنه. اما کنار يک مغازه توي پياده رو متوقف شد. براي چند ثانيه هيچ حرفي بين راننده و مسافر رد و بدل نشد.
كيمياي دل من مي بودي كاش اينجا بودي
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نويسندگان پیوندهای روزانه پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |
|||
![]() |