هر چه بادا باد سياه پوش آيينه اي گشته ام كه جيوه اش روزي ريخت امروز او هم پنجره اش را بروي من بست . حالا تنها من ماندم و سايه ي بي قواره ي خودم كه او هم از من خسته تر و مجهول تر است . شايد بايد باز هم صبر كنم تا پنجره اي كه براي من است و براي من ساخته شده ، او به رويم باز شود . امروز كه گذشت . سخت است از چشمان من چیزی بفهمی
چیزی از این باران پاییزی بفهمی
من دوستت دارم ولی یادت بماند
دیگر نباید بیش از این چیزی بفهمی
و اگر اینگونه نیست تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تنهاییت نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه برایت پیش نیاید،اما اگر پیش آمد
بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی!
***
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست، وبرخی دوستدار
که دسته کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدینگونه است برایت آرزومندم:
که دشمن نیز داشته باشی
نه کم،نه زیاد درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند
که دسته کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد!
تا که زیاده به خودت غره نشوی!
***
و نیز آرزومندم :
مفید باشی
نه خیلی غیر ضروری
تا در لحظات سخت،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند!
چون این کار ساده ایست.
بلکه با کسانی که:
اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند!!!
و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی!
***
و امیدوارم:
اگر جوان هستی خیلی به تعجیل رسیده نشوی.
و اگر رسیده ای
به جوان نمایی اصرار نورزی!
و اگر پیری،تسلیم نا امیدی نشوی.
چرا که هر سنی، خوشی و نا خوشی خودش را دارد!
و لازم است بگذلریم در ما جریان یابند.
***
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه دهی،
وبه آواز یک سهره گوش کنی وقتی که
آوای سحرگاهی اش را سر میدهد.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بیفشانی
هر چند خرد بوده باشد
و با رویشش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
***
بعلاوه آرزومندم:
پول داشته باشی
چرا که در عمل به آن نیازمندی!
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی:<<این مال من است>>
فقط برای اینکه روشن شود کدامتان ارباب دیگریست!
***
و در پایان اگر مرد باشی آرزومندم:
زن خوبی داشته باشی.
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی.
که اگر فردا خسته باشید یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید
تا از نو بی آغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
(ویکتور هوگو)
شب آرامی بود در مملکتی که ارزش زن به زیبایی و ارزش مرد به دارایی اوست، دنبال اندیشه و انسانیت نگرد
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد.
شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در
شهر استفاده مىکردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد.
زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست
دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن.
زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد.
با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود.
به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند،
شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.
زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.
شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که
گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن"
چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که
در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است
عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد.
فاصله ابراز عشق دور نیست.
فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید--
دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، خویشاوندان ثروتمندش در عزایش گوسفندها سربریدند
معجزه ها رخ می داد،اگر جوانان می دانستند و پیران می توانستند
که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند
و غیر از ریا چیزی برای زندگی ندارند!
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخمهای من خوب میشود
خداوندا ......
قیامتت را بر پا کن!!!
تو اگر خسته نشده ای ، ما عجیب خسته ایم . دیشب موقع برگشتن به خونه داشتم رادیو گوش می کردم که یه اتفاق جالب افتاد. از این برنامه های پخش زنده بود که مردم نظراتشون رو از طریق تماس تلفنی و پیامک اعلام می کنند. خانوم مجری گفت فلان کس برامون پیامک فرستاده که: "به همسرم بگید من توی فلان تقاطع وایستادم عجله نکنه، چون در حال رانندگی هست و من مطمئنم که به برنامه شما گوش می کنه این پیامک رو برای شما فرستادم که خطری به خاطر خوندن پیامک تهدیدش نکنه..." تازه نمی دونی چقدر هم خانوم مجری تشویق و تأیید کرد که: "آفرین که نمی ذاری کسی که رانندگی می کنه پیامک بخونه!" به جان خودم آدم توی کار اینها می مونه! فقط تصور کن اگر این مسأله باب بشه چی میشه: "به همسرم بگید، سر راه ماست هم بگیر و بیا" "به همسرم بگید امشب مستقیم بیا خونه مامانم اینا"
"به همسرم بگید پدر سوخته ! تا حالا نیومدی دیگه نمی خواد بیای، برو همون قبرستونی که تا حالا بودی"
* *
*من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...*
* یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم *
* ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...*
*و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!
ملیت آدم و حوا
با دل دیگران بی رحم نباشید و
با کسانی که با دل شما بی رحم بوده اند ، سر نکنید
دختر: خوابی؟؟؟ آدمي كه غرق شود قطعاً ميميرد
چه در دريا
چه در رويا
با هر جنس مخالفي ميتوان خوابيد
اما
با تعداد محدودي از آنهاميتوان بيدار ماند....
در رابطه هايمان گاهي سنگ بياندازيم
تا عمق آن برايمان مشخص شود......
زندگي بافتن يك قاليست
نه همان نقش ونگاري كه خودت ميخواهي
نقشه را اوست كه تعيين كرده
تو در اين حين فقط ميبافي.....
نقشه را خوب ببين
نكند آخر كار قالي زندگيت را نخرند!!
هوا دو نفره هم كه باشد
جمعيتي در من است
كه آسوده ام نمي گذارد
شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود
تابلو های باغ وحش در استان های مختلف
برای خارجیها: لطفا به حیوانات غذا ندهید در اردبیل: لطفا غذای حیوانات را نخورید درلرستان : لطفا حیوانات را نخورید در اصفهان : لطفا به حیوانات غذا بدهید در قزوین : لطفا به حیوانات ور نروید در رشت: لطفا در محیط باغ وحش مراقب همسر خود باشید در تهران: لطفا برای ورود بلیط تهیه کنید و در هنگام خروج حیوانات را با خود بیرون نبرید در شیراز : لطفا از استراحت ،خوردن وآشامیدن بر روی چمنهای باغ وحش خود داری کنید در کرمان وسیستان وبلوچستان : از هر گونه استعمال مواد مخدر و توزیع آن میان حیوانات خودداری فرمایید در خوزستان وکردستان: لطفا حیوانات را نکشید دراراک، مشهد و قم :لطفا از لگد زدن به حیوانات و ایجاد نزاع بین آنها خودداری فرمایید
دوست دارم با آدمهای خوب دوست باشم استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند... بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.
حق با توست.. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.
اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است... اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است!
زندگی خوابگاهی
ساعت ۲ نصف شب(یک اتاق)
![]() ساعت ۳ نصف شب(کل خوابگاه منهای سرپرست )
![]() ساعت ۴ صبح هنگام خواب
![]() وضعیت تحصیل در خوابگاه
![]() ![]() ![]() اولین روزهای خوابگاه
![]() گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز
![]() پایان گفت و گو
![]() امکانات غذایی در خوابگاه
![]() طریقه ظرف شستن در خوابگاه
![]() اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان
![]() و این هم آخر عاقبتش!!
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نويسندگان پیوندهای روزانه پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|
|||||||||||||||||||
![]() |